<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.3.3" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>به یاد احمد بورقانی</title>
	<link>http://www.bourghani.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 10 Feb 2010 22:48:23 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>en</language>
	
	<item>
		<title>نامه ای برای پدر - کمال الدین بورقانی</title>
		<description><![CDATA[دو سال از بهمن سرد و تلخ ۸۶ سپری می شود.  معنی رفتنت را بر باد رفتن آرزوهای به ثمر ننشسته ات تصویر می کردم و آغوش سرد خاک را نه فقط برای تو که برای آزادی و حقیقت گشوده می یافتم.  زمانه تلخی بود. دیوانگان مست از قدرت چنان می تاختند که رنگی جز [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=198</link>
			</item>
	<item>
		<title>تکراری تلخ - سوریه کبیری</title>
		<description><![CDATA[گوشی را که برمی دارم، صدای گرم احمدآقا در گوشم می پیچد. نمی دانم چرا برحلاف همیشه که از شنیدن صدایش شاد می شوم، این بار قلبم هری فرو می ریزد. احمدآقا هم برخلاف معمول با عجله سخن می گوید، و می گوید: &#8220;جنازه امیر پیدا شده، جان شماها جان رضا!&#8221;
خشکم می زند. سرانجام پس [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=197</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[هر چه محبوب پسندد زیباست
باور به ستوه آمد و شتاب لحظه های بی تو
دیده را، غرق تحیر کرد
نسترن پژمرد، لاله خم شد و بهار ناپدید&#8230;
حالا اما دوباره ماه، گونۀ آسمان شده است
مسافر همیشگی خاطرات تو
یک سال است که از او جدا افتاده ایم؛ از چشم و چراغ و مایه امید و صفای زندگی مان. 13 [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=196</link>
			</item>
	<item>
		<title>در ستايش ياس-سهام الدین بورقانی</title>
		<description><![CDATA[زیر نور مهتاب
سر به میان یاس‌هاي سپيد بردم
زمانه،
تنگ درآغوشم گرفت
در هياهوي عطر دلنوازِ &#8220;گل&#8221;
به وقت بازي كودكانه برگ با باد
باز هواي &#8220;تو&#8221; به سرم زد
به صفاي نزديكي و به حجم مهرباني‌ات
***
روزها با سرعت زياد مي روند و من كه به هر سو مي نگرم حضور پدر را از عمق جان احساس مي كنم. با وجود [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=195</link>
			</item>
	<item>
		<title>نشست مشترک اصحاب مطبوعات با مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی-منصور ملکی</title>
		<description><![CDATA[پیش درآمد :
سال 1377در روزنامه  ی« آریا » کار می کردم . دبیر سرویس فرهنگی – هنری بودم . ستونی داشتم  با نام « روز &#8230;روزنامه » و در این ستون هر روز یادداشت هایی می نوشتم . از این در و آن در .
روز شنبه 7 مهر ماه 77 وزارت فرهنگ و [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=194</link>
			</item>
	<item>
		<title>کابوس های دردناک دوست داشتنی-کمال الدین بورقانی</title>
		<description><![CDATA[بابا سرزنده و شاداب تر از همیشه دو زانو روی زمین نشسته و با بذله گویی شیرینش که حرکات دست آن را همراهی می کند، مرکز ثقل توجهات همگان شده. به یاد نمی آورم که چی می گوید و اینکه در چه جمعی هستیم ولی هر چه هست به قدری خوشمزه تعریف می کند که [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=193</link>
			</item>
	<item>
		<title>از: زمــــين به: آســـــمان-زهرا بورقانی</title>
		<description><![CDATA[می‌گويند چهل روز است كه از ميان‌مان رفته‌اي؛ ورق‌هاي تقويم، تيك‌تيك ساعت‌ها، صفحات روزنامه‌ها، رفت و آمد آدم‌ها، آخرين روزهاي مناجات خواني‌مان&#8230;!
درست مي‌گويند، تو رفته‌اي چــــهـــــل روز است كه رفته‌اي!‌ به قول كمال سفر كرده‌اي نه از آن‌هايي كه مي‌رفتي و زود مي‌آمدي، اين‌دفعه به جايي رفته‌اي كه بازگشتي ندارد ولي منتظر ما هستي، مگر [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=192</link>
			</item>
	<item>
		<title>به یاد پدر-سهام الدین بورقانی</title>
		<description><![CDATA[روزها گویی همه رنگ و بوی احمد بورقانی دارد. از زمان هجرتش تاکنون نزدیک 100 روز می گذرد. پیرامون شخصیت، منش سیاسی، ویژگی ها و سجایای اخلاقی او بسیار نوشته اند و اینجا دیگر مجال تکرار نیست. پنج شنبه گذشته انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از احمد بورقانی و 4 روزنامه نگار دیگر تقدیر کرد [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=191</link>
			</item>
	<item>
		<title>آقای بورقانی راحت شدی-خزر معصومی*</title>
		<description><![CDATA[ آقای بورقانی عزیز 

امروز روز بدی شد با خبر درگذشت شما. رفتید جزء آن کسانی که دیگر نمی شود بهشان دروغ گفت.
راستش این است که خواستم این نامه را ننویسم. خواستم این روزهایم را از نامه به درگذشتگان نجات دهم. اما دلم چیزهایی گفت که نشد.
آقای بورقانی بغض دارم. نه اشک دارم. چشم های [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=190</link>
			</item>
	<item>
		<title>اي کاش مي‌شد-کريم ارغنده پور</title>
		<description><![CDATA[درباره زندگي کاري احمد بورقاني 3 نکته در ذهن من برجسته‌تر از بقيه هست:
1- روزنامه‌نگاري
احمد پيش از هر چيز يک روزنامه‌نگار حرفه‌اي بود. او روند روزنامه‌نگاري را از پايه آغاز و سلسله مراتب آن را پله پله طي کرده تا به اوج آن رسيده بود. در نتيجه وقتي در خبرگزاري به سردبيري و يا مديريت [...]]]></description>
		<link>http://www.bourghani.com/?p=189</link>
			</item>
</channel>
</rss>
