تجربه احمد-ویژه نامه مراسم چهلم
ویژه نامه را از اینجا دریافت کنید.
ویژه نامه را از اینجا دریافت کنید.
در بم تنها نخلها ايستادهاند اما گريان. آسمان امروز سقف مردم است و ستارهها چراغ بم ويران. هنوز كسي حاضر نيست سر بر زير سقف خانههاي باقيمانده از خشم طبيعت ببرد. همچنان قلبها از نگراني ميتپد. همه چيز فروريخته است. گوهر گرانبهاي تاريخ ايران با مردمان نجيبت و شريفش سر بر خاك نهاده است. عمق فاجعه آن هم در جايي كه حداقل دوهزار سال زندگي جريان داشته است نه به قلم آيد و نه در تصوير گنجد و نه در ذهن جاي گيرد. چه ميگويم. مگر كسي توانسته است ويراني و نابودي را به درستي تعريف كند.
روز دوشنبه جمعي از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي دردمندانه از بم سر بر خاك نهاده ديدن كردند و ديدند كه در دوسوي خيابان سيدطاهرالدين شهر خود پاي بم عماراتي سرپا نمانده است. كتابفروشي مولوي شكسته و بيمشتري مانده و دردمندي در برابر داروخانه دكتر خسروي در نزديكي ميدان فرمانداري، نسخهاي در دست نداشت. اصولاً آيا براي كسي كه هفتاد تن از اعضاي خانوادهاش را از دست داده درماني براي دردش سراغ داريد؟ به سابقه خبرنگاريام همه ديوار نوشتهها و تابلوها را ميخواندم. اما چه كنم تنها نوشتههاي تلخ به يادم ميماند و چه تلخ بود كه ديدم برروي ديواري در اطراف ميدان آزادي بم به تازگي نوشته بودند. مرگ بر اين زندگي. خدايا چرا خوبان مي ميرند. شب سرد بم هنوز گرمي همتهاي بلند و دولت را طلب ميكند.
مردم بم. مردمي نجيب، شريف، باوقار و غرور و صاحب مكنت هستند. دست نياز به سوي كسي دراز نميكنند. اگر كمكي هست كه فراوان هست بايد تقديمشان كرد. ايشان سر در پيچيزي نميگذارند. استاندار صبور و كوشاي كرمان گفت تا روز 15 ديماه 269 فرزند هواپيماي خارجي در كنار سيل پايانناپذير كمكهاي مردمي و داخلي، بار خود را در بم بر زمين نهادهاند و از اين ميان عربستان با 25 پرواز، تركيه و آذربايجان هر يك با 23 پرواز و آمريكا با 21 پرواز رديف اول و سوم را به خود اختصاص دادهاند و به لحاظ تناژ بار، عربستان، آمريكا و آلمان در صدرند. حداقل در كوتاه مدت كمبودهاي جدي به نظر نميآيد. ميماند توزيع محترمانه كريمانه و منصفانه كمكها. كه اميدوارم با تمهيدات تازهاي كه فراهم شده بتوان كمترين خدمتي را كه ميسر است براي مردم شريف بم به انجام رساند. ميدانيم كه بم بياعتنا به شهرهاي بزرگ شهري «خودپا» بود و به هيچ شهر بزرگي باج نميداده است.
و اما دوماه فرصت باقي است تا براي اسكان موقت مردم مصيبت ديده چارهانديشي شود. زندگي در گرماي طاقتفرساي بم در زير چادر. به تصور هيچكس در منطقه در نميآيد. اگر امروز ميتوان شب سرد كوير را در زير چادرها با اشكهاي غمبار به صبح پرنفس پيوند زد در گرماي بهار و تابستان كس را ياري ماندن در چادرها نيست. ظاهراً چارهاي جز برپا كردن اتاقكهاي پيشساخته تا بازسازي كامل شهر وجود ندارد.
بم فرصتي را براي بازسازي در اختيار مديريت كشور قرار داده است تا تدبير، خرد، توانايي و آيندهنگري خود را متجلي سازد. تأسيس سازماني و غيردولتي و عمومي براي احياي خردمندانه بم «خودپا» و بهرهگرفتن از تجارب داخلي و خارجي، پيشنهادي است كه مجلس شوراي اسلامي چشم انتظار بررسي آن است و اميد بستهايم كه دولت در اولين فرصت، لايحه مناسب را تهيه و تقديم حوزه قانونگذاري كند.
زلزله عبرتها و درسهاي فراواني براي همگان دارد. اكنون بر همه ماست كه براي سازمان مستقل امداد و دفاع غيرنظامي به طور جدي انديشه كنيم. تجارب تلخ حوادث ناگوار طبيعي اثبات كرده است كه در يك هفته اول حادثه به ويژه ساعتهاي طلايي نخست، عمليات ستادي ره به جايي نميبرد، تنها سازمان منظبط امدادي است كه ميتواند رهگشا و ناجي باشد.
سخن ديگر، اجراي به تعبيري بيرحمانه آيين نامهها و مقررات ايمنسازي ساختمانهاست. اگر اين مهم در بم رسماً ناديده گرفته نميشد امروز ما شاهد برخاك خوابيدن كامل شهرك ايثارگران بم نبوديم و هر كس از مأمور عادي اجرايي گرفته تا مهندسان ناظر در اين مسير كوتاه ميكند به وظايف قانوني خود عمل نكند مردم را به قتلگاه فرستاده است و فردا مسئول است و پاسخگو.
و اما در ميان خيل عظيم كمكهاي مردمي و دستگاههاي دولتي به مردم شرافتمند بم و مناطق حومه و تلاش قابل تقدير مسئولان محلي و دولتي، آنچه تحمل فاجعه را تا حدودي ميسر ميسازد. اقدامات و حركتهاي زيباي انساندوستانه كشور و دولتهاي خارجي است كه با سخاوت و انساندوستي، كمكها و تيمهاي امدادي و پزشكي خود را به منطقه اعزام كرده بوند. تيم پزشكي اوكراين در يك هفته گذشته به طور شبانهروزي در خدمت مردم بم بوده و تا ديروز 1300 مريض را معاينه، بستري، معالجه و درمان كرده است و بيمارستاني 70 تختخوابه را در منطقه برپا كردهاند و در كنار ايشانند گروههاي پزشكي ژاپن، ترك، عربستان، اسپانيايي، فرانسوي، ايتاليايي، پاكستاني و خلاصه از 60 كشوري كه گروههاي امدادي و پزشكي به بم گسيل داشتند. هنوز 18 كشور فعالند و همين جا در برابر تلاش و زحمت بيمزد و منت همه آنها سرتعظيم فرود ميآورم.
و اما در اين ميان اقدام فوري آمريكا در ارسال كمك و اعزام يك تيم مجهزپزشكي به نظر من قابل توجه و تأمل است.
تيم 80 نفره آمريكا ديروز تمام تجهيزات و مجموعه بيمارستاني خود را تحويل صليبسرخ جهاني دادند. يعني براي زلزلهزدگان باقي نهاد و راه بازگشت پيش گرفت. آمريكاييها در مدت اقامت كمتر از يك هفته خود طبق گزارش گروه پزشكان داوطلب ما، آقايان دكتر شادنوش، ذوالرياستين و عاكف، بيش از 777 مريض و بيمار را معاينه و درمان كردند و گويا چندان آماده بازگشت نبودند اما برخي بيرسميهاي پنهان ايشان را به بازگشت زودهنگام ترغيب كرد.
گرچه برخي به عمليات مثبت كمكرساني آمريكاييها از منظر ديگري مينگرند اما من آن را هم به لحاظ انساني اقدامي قابل تقدير ميدانم و هم به لحاظ برداشته شدن گامي در جهت كاهش تنش ميان دو كشور مثبت ارزيابي ميكنم.
همه چيز زلزله كه نبايد مخرب باشد. گاه باشد كه در كنار خسارتي، منفعتي نيز حاصل آيد و البته اين به هوشمندي و جسارت و شجاعت و تيزبيني افراد باز ميگردد كه از خسارت نيز منفعت بگيرند و بر همين اساس گشادن درها بر روي هيأت امدادي آمريكايي به سرپرستي فرد متنفذي چون خانم اليزابت دال آن هم در بستري انساندوستانه رفتاري است خردمندانه و دورانديشانه.
بسمالله الرحمن الرحيم
آزادي و عدالت سرمايهاي گرانبها و گرانسنگاند كه ملت ايران بيش از يكصدسال است براي به دست آوردن آن در تلاش و تكاپو است اما توانمندي و كارآمدي ساختار فرهنگ استبدادي در اعمال جامعه كهن ما، سد راه آنان بوده است. در اوج تحولات اجتماعي و سياسي از انقلاب مشروطه به بعد، تنها در مواقعي برخي انديشههاي عدالتمحور وآزاديخواهانه مجال بروز و ظهور يافتهاند اما دولت مستعجل بودهاند و از افراط و تفريط و بيرسمي گرفته تا جنگ و ترور و خفقان. اين انديشهها را به محاق و گوشه انزوا برده است. به همين علت مردمسالاري واقعي استمراري نيافته است.
آنچه تاكنون بدان دسته يافتهايم مردمسالاري سياسي آن هم در كوتاهمدت بوده است. تصور تاريخي حاكم بر جامعه، علت تامه استبداد را همواره در حكومتها جسته است اما نگاهي به گذشته و واكاوي تجارب تاريخي عيان ميسازد كه حكومتها، تنها عامل استبداد نبودهاند بلكه درد استبداد در ساخت عظيم پيچيده اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي جامعه نهفته است و آنجا بايد براي آن درمان يافت. ساخت پيچيده و فرهنگ توانمند استبدادي بوده كه همواره مانع شكلگيري سرمايه و گوهر گرانبهاي عدالت و آزادي در ايران شده است.
اين ساخت پيچيده و ساختار پرتوان، بعد از جنبش اجتماعي و اصلاحي دوم خرداد نيز خود را نمايان ساخت و در برابر شكلگيري سرمايه عدالت و آزادي سربرافراشت.
مجلس ششم با نگاه ويژه به اين درد تاريخي، در فضاي پرنشاط و پراميد ناشي از مشاركت گسترده مردم در انتخابات از يكسو و با طعم تلخ و گس بستن مطبوعات در مقام چشمان بيدار جامعه و ترور يكي از فرزندان صالح انقلاب از سوي ديگر، كار خود را آغاز كرد و بهرغم آنكه در برداشتن اولين گام بيتوفيق ماند اما كوشيد در راه تحقق عدالت و آزادي مسيرهاي ديگر را بپيمايد و از نكتهاي فروگذار نكند. اين در حالي بود كه مجلس ششم سنگيني بار انتظار افكار عمومي براي حل فوري مشكلات جامعه را نيز بر دوش خود احساس ميكرد. اين نيز دردي ديرپاست كه مردمان در همه سطوح همواره حل مشكلات را از دستگاههاي رسمي به ويژه دولت و مجلس متوقع بودهاند آن هم در كوتاهترين زمان ممكن و به بهترين صورت ناهمخواني توقعات جامعه با واقعيات يكي از موانع پيشرفت امور در مشرق زمين است و اين ناشي از ريشههاي ديرپاي استبداد است كه با اولين نسيم آزادي، از مطالبات پشتهها ساخته ميشود و بخش انتخابي حكومتها نيز مسئول پاسخگويي و تأمين آنها.
مجلس ششم كوشيد اين واقعيات را براي عموم ملت بشكافد و روشن كند كه عدالت و آزادي را نميتوان در جامعهاي كه استبداد در تار و پود آن ريشه دوانده از دو دوره دولت انتخابي با يك دوره مجلس منتخب طلبيد. سرمايه عدالت و آزادي را بايد اندك اندك فراهم ساخت و با دقت و ظرافت زرگران و حريربافان از آن مراقت كرد. اگر مجلس ششم توانسته باشد همين معنا را روشن كند تصور ميكنيم به بخش عمدهاي از وظيفه خود عمل كرده است.
كما اينكه به نظر ما رفتار و كردار مجلس ششم اين معنا را رسانده است.
امروز مفتخريم كه بانگ برداريم اگرچه شايد به ظاهر به عملي كردن همه برنامههايي كه قول آن را به ملت داديم. موفق نشديم و ديگر كس نيست كه از علل و اسباب آن بياطلاع مانده باشد و اگرچه در ميان زخم و درد و شعله زيستيم اما چراغي نو بر طاق آفاق ايران افروخته شده كه به سهولت خاموش كردني نيست.
مجلس ششم آنگونه كه شايسته اسلاميت و جمهوريت نظام بود زبان عهد اختناق را از بين برد. تريبون مجلس ششم جايي براي زبان چند پهلوي لبريز از ايهام و پيچيده در ابهام باقي ننهاد و امناي ملت صريح و شفاف و از سر صداقت آلام و دردهاي جامعه را با همگان در ميان نهادند. شايد ديگر لازم نباشد حداقل در «حوزه سياست داروي تلخ حقايق را در لعاب شيرين طنز و فكاهه پيچيد و آن را به ميان مردم فرستاد تا به دست مستحقش برسد» و شايد ديگر لازم نباشد شاعري بسرايد كه «دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم.»
هر كژي را كه وكلاي ملت ديدند و هر دردي را كه شاهد شدند از پشت همين تريبون براي اصلاح و درمان آن فرياد زدند. هر برنامه و پيشنهاد معقول و مقبولي براي بهبود اوضاع به ذهن و فكر نمايندگان رسيد يا جمعي و جايي به آنها پيشنهاد كردند. به قالب طرح درآمد و براي تبديل آن به قانون كوشش به عمل آمد. لايحهاي نبود كه دولت تقديم مجلس كند و مشكلي از مشكلات عديده مردم را حل كند و مجلس در تصويب آن كوتاهي كرده باشد. با تكيه بر همين تلاش عدالت محرو و بانگ آزاديخواهي است كه امروز ميتوانيم كارنامه مجلس ششم را به داوري افكار عمومي بياوريم.
در حوزه اقتصاد بهرغم حملات غوغاييان، نمايندگان مجلس ششم چندان كوشيدند كه رشد باثبات بالاي 7 درصدي اقتصادي در سالهاي اخير. امروز به خواست حداقلي مبدل شده است. در حوزه سياست هر اقدامي كه براي تثبيت آزاديها. دفاع از حقوق عمومي و اساسي و كاهش هزينه فعاليتهاي سياسي ميسر بود مجلس ششم براي تحقق آن گام برداشت اما تفاسير بدعتآلود شوراي نگهبان غالب مصوبات بنيادي مجلس را زمينگير كرد كه ذكر فهرست آن ملالآور است. در حوزه فرهنگ هم اگرچه مخالفتهاي شوراي نگهبان دايره شرع و قانون اساسي را نيز درنوريد و مثلاً درباره قانون آزادي ماهواره با رعايت موازين اسلامي، اظهارنظر شد كه امكان اجراي مصوبه به لحاظ فني وجود ندارد، اما همه اينها مانع نشد كه زندگي و فعاليت فرهنگي در جامعه ارتقا نيابد و تقويت نگردد. درحوزه مسائل آموزشي و اجتماعي با توجه به اينكه معضلات جامعه پرشمار است اما دورنگري و آيندهبيني نمايندگان مجلس ششم در قانونگذاريهاي خود در اين حوزه طي طريق را هموارتر كرده است. وكلاي زن ما در مجلس ششم گاه در فرياد و گه در خاموشي چون شير شرزه در راه تقويت حقوق زنان اين سرزمين كوشيدند و با غرور گفتند اگر مردي در اين خانه باش و زن باش.
فراموش نكنيم مجلس ششم در عمر چهارسالهاش حجم بيسابقهاي از حملات و فشارها را تحمل كرد. بيانصافها و يكسونگران در گريز از پاسخگويي به مطالبات سياسي، اجتماعي و فرهنگي ملت، از درون و برون بر اكثريت مجلس تاختند و نمايندگان ملت را به بيتوجهي به معيشت مردم متهم كردند غافل از آنكه مجلس ششم به گواهي طرحها و لوايح مصوب و نيز نامهها و بيانيهها و طرحهاي تحقيق و تفحص بيشترين توجه را به مسائل بنيادي اقتصادي داشته است.
مجلس ششم در كنار همه تلاشهايش، ويژگي ممتازي داشت و آن دفاع بيچون و چرا از حقوق ملت بود. احضار بيسابقه بيش از شصت نماينده مجلس به محكمه از يك تا چهار بار به علت ايفاي وظايف نمايندگان را بايد در اين مسير معنا كرد. كساني كه به نوعي هدف ظلم. بيعدالتي، تحقير و غفلت قرار گرفته بودند. بازتاب نالههاي دردمندانه خود را در مجلس ششم به گوش گرفتند، چه در كميسيونهاي مجلس به ويژه كميسيون مهم و مدافع حقوق انسانها يعني اصل نودم قانون اساسي، چه در صحن شفاف مجلس و چه در بيانيهها و نطقهاي نمايندگان ملت.
تحصن نمايندگان در دفاع از حقوق ملت و استعفاي جمعي از ايشان كه ورق افتخاري بر كتاب تاريخ پارلمان در ايران افزود از نمادهاي بارز دفاع مجلس از حقوق اساسي ملت است. و البته كمترين هزينه دفاع از حقوق ملت را نيز پرداختند كه همانا رد صلاحيت بيش از هشتاد نماينده مجلس بود و اين نيز به عنوان اقدامي بيسابقه دركتاب پارلمان ايران ثبت شد.
مجلس ششم در حوزه نظارت گوي سبقت را از همگنان و اسلاف خود ربود. بيشترين سؤال و استيضاح و تحقيق و تفحص و تذكر را در تاريخ قانونگذاري، مجلس ششم به خود اختصاص داد و اين جز دغدغه نمايندگان ملت براي راست كردن كژيها معنايي ندارد.
در حوزه سياست خارجي مجلس ششم كوشيد با تلاش براي تأمين مصالح و منافع ملي، نقش مثبتي ايفا كند و همين امر موجب مشاركت جدي مجلس ششم در مناسبات بينالمللي شد و علاوه بر تحرك جدي در مجامع بينالمللي پارلماني براي اولين بار بعد از انقلاب، با برقراري مناسبات رسمي ميان مجلس شوراي اسلامي و پارلمان اروپا، تاثيرگذاري ايران بر افكار عمومي اروپا واسطهگان اصلي خود يافت. به علاوه در مسائل مهمي نظير بحران افغانستان، عراق، مسائل درياي خزر و نيز موضوع فعاليتهاي هستهاي ايران مجلس با نگاه به ضرورت تأمين منافع ملت، پيدا و پنهان با شهامت تمام كوشيد از راهحلهاي خردمندانه حمايت كند و اجازه ندهد ديدگاههاي تنشزا غلبه يابد و يا منافع ملت ناديده انگاشته شود.
ما اينجا بار ديگر تكرار ميكنيم، گردونه تاريخ از جاده تنگ واقعيت عبور ميكند با اقداماتي نظير صدور حكم اعدام براي آن معلم وارسته تاريخ، تلاش براي حبس و خانهنشين كردن نخبگان و تعطيلي قلمرو گفت و شنود و شكل دادن پيشاپيش مجلس هفتم نميتوان واقعيات را زير خاكستر برد. ميدانيم و ميدانيد كه بيجهت ميكوشند طومار حيرت خود را دور از ديده ديگران به خط غبار بنگارند.
مجلس ششم دورهاش به پايان آمد اما پايان مجلس ششم به معناي پايان روندي كه نمايندگان ملت در كنار مردم شريف ايران پايهگذاري كردند نيست. بلكه نقطه عطفي است براي استمرار بخشيدن به روند رسيدن به عدالت و آزادي در گوشهگوشه اين سرزمين. بر اين باوريم روند اصلاحطلبي، آزاديخواهي و عدالتمحوري به اتكاي رأي مردم و در چهارچوب انديشهها و ارزشهاي ديني، آينده درخشاني را براي ايران رقم ميزند. ما كوشيديم بر پيمان خود با ملت استوار باقي بمانيم و به خاطر همه كوتاهيها از ملت بزرگ ايران پوزش ميطلبيم.